تبليغاتX
جکستان - جک های عربی
سایتی برای جک و صفا برای send 2all
 
((جک های عربی))
 
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو   جون  ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايه‌مالي ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون كس‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد
 
 
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور
 
 
عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به كيرش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله
 
 
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
 
 
رشتيه،تركه ، عربه ميرن لب دريا ميشينن و شومبولاشونو ميندازن تو آب تركه ميگه : چه آب خونكيه رشتيه ميگه : اووو چقدرم ماهي داره عربه ميگه : ها وولك كفشم نفت خيزه
 
عربه ميخواسته بره سوار هواپيما بشه بسيجيه شروع ميكنه به بازرسي بدني و وقتي ميرسه به ساق پاي عربه ميبينه يه چيز مشكوك زير شلوار عربه هست ميپرسه : كلاشه عربه ميگه : نه وولك كلّشه
 
 
 عربه پاهاش پرانتزي بوده،‌ بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بِينشه
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:14 قبل از ظهر  توسط میلاد |