![]() |
![]() |
|
| سایتی برای جک و صفا برای send 2all |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
سلام بر شما عزيزم
میلاد امیدوارم خوشتان آمده باشد...!!! ((در ضمن با کیفیت برای بگراند))
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
![]() رشتيه عروسي ميكنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش ميپرسن، خوب چطور بود؟
حال داد؟! ميگه: اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست.!
رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي
رشتيه بچهدار ميشه، ملت ميان بهش تبريک ميگن. رشتيه ميگه: من چيکاره بيدم؟
رشيه زن ميگيره، فرداي روز ازدواجش رفقاش ميان پيشش ميگن: خوب تعريف كن ببينيم، چطور بود؟ رشتيه ميگه: والله جاي همتون خـــيــــلي خالي بود
رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه !! داداشش رو صدا ميكنه شتلق ميزنه زير گوش داداشش !! ميگه اينو زدم دفعه بعد سيگار نكشي
يكروز يه رشتيه ميره ژاپن زنش براش پول مي فرسته
رشتيه ميخواسته بره آمريكا يكي بهش ميگه آخه تو كه زبون بلد نيستي ميگه ميخوام برم شمال آمريكار
رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري ميكرده! ملت جمع ميشن ميگن: بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه: پسري كه درس نخونه بايد خوارشو گاييد!!!
رشتيه ،تركه ، با فارسه قرار ميزارن گلف بازي كنن فارسه ميگه: زمينش از من تركه ميگه: چوبشم از من رشتيه داد ميزنه كه : من بازي نميكنم بازم سوراخش افتاد به من!!!
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() با تشکر میلاد daisy_petunia_2001@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 2:30 قبل از ظهر توسط میلاد |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:53 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
عزيزان
اميدوارم لذت برده باشيد نظر بدهيد و بگوييد از چه موضوعي خوشتان مي آيد كه من او را در وب لاگ بگذارم. با تشكر میلاد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
|
میلاد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
|
میلاد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط میلاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط میلاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط میلاد |
|
|
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايهمالي ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون كسچرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور
عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به كيرش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
رشتيه،تركه ، عربه ميرن لب دريا ميشينن و شومبولاشونو ميندازن تو آب تركه ميگه : چه آب خونكيه رشتيه ميگه : اووو چقدرم ماهي داره عربه ميگه : ها وولك كفشم نفت خيزه
عربه ميخواسته بره سوار هواپيما بشه بسيجيه شروع ميكنه به بازرسي بدني و وقتي ميرسه به ساق پاي عربه ميبينه يه چيز مشكوك زير شلوار عربه هست ميپرسه : كلاشه عربه ميگه : نه وولك كلّشه عربه پاهاش پرانتزي بوده، بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بِينشه
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حال عشق صفا
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آذر 1384 |
| پیوندها |
|
blog aval بلاگ برادرم سايتي براي خبرهاي اينترنتي سايتي براي صفا(( آقايون)) خانومها ايست! سايتي براي صفا(( آقايون)) خانومها ايست! |
|
RSS
|